فهرست كتب‌)، و ابن‌منقذ نوشتند، و آخري ارزش خاصي دارد. كتاب‌اﻷٴنساب سمعاني به‌نحو ديگري اهميتي را كه مسلمانان براي‌نسب و تبار قائل بودند مجسم مي‌كند. دو تاريخ جداگانه‌ راجع به صلاح‌الدين مقبوليت عمومي او را نشان مي‌دهد. علايق اين مورخان‌، محلي‌، منطقه‌اي‌ يا حداكثر اسلامي بود. تنها استثنا ابن‌جوزي حكيم است كه كوشيد تاريخ عالم را بنويسد.
همه‌ٴ اينان به‌عربي نوشتند، و دو تن از فارسي هم استفاده كردند: علي بيهقي تاريخ بيهق را به‌فارسي نوشت‌، و دايرةالمعارف‌هاي فخرالدين رازي هم به فارسي است‌.

3. يهوديان غربي‌. تاريخ‌نويسي عبري وسعتي خيلي كمتر از عربي داشت و منحصر به مغرب‌ بود ــ اسپانيا و آلمان‌.
گزارشي كه بنيامين تودلايي از سفر خويش به بغداد نوشت از نظر تاريخي هم به‌همان اندازه‌ٴ جغرافيا اهميت دارد.
ابراهيم بن داود لاوي‌، قديمي‌ترين فيلسوف ارسطويي يهودي‌، تاريخ عالم را از زمان خلقت‌ تا نيمه‌ٴ سده‌ٴ دوازدهم‌، نوشت‌. قصد ابراهيم تقويت باورهاي راست‌كيشي در يهوديان بود، كه‌ آزادي‌گرايي و نهضت قرائيان از داخل‌، و مبلغان مسلمان از خارج آن‌را تهديد مي‌كردند، ولي‌ تاريخ او براي بررسي علم و تحقيق يهود از اواخر سده‌ٴ دهم‌، تا زمان او، و انتقال آن از جايونان‌ بابلي به رابيان اسپانيايي درخور اهميت است‌؛ منظور مذهبي مخصوصاً از اين‌جا به چشم‌ مي‌خورد كه ابراهيم كتاب خود را به عبري نوشته‌، حال آن‌كه آثار فلسفي‌اش به عربي است‌. اينها براي دنياي فلسفه بود، يعني بيشتر مسلمانان و عربي‌زبانان‌، ولي تاريخ را براي هم‌كيشانش‌ تأليف كرده بود.
مورخ سومي به نام افرائيم بن يعقوب از تلموديان آلمان بود كه در ورمس‌، و در اثناي‌ سال‌هاي 1146 و 1196، در انگلستان مي‌زيست‌. ارزش تاريخ او بيش از حد است‌، چون‌ مطالبش اظهارات يك شاهد عيني است و در بسياري موارد بهترين مأخذ ماست‌.

4. ارمنستان‌. گريگور كشيش ذيل تاريخ ارمني ماطاوس اورفه‌اي (مَتّي اِدِسايي‌) را تا 1163، نوشت‌.
نرسس متبرك منظومه‌هايي سرود، كه يكي از آنها مربوط به تاريخ ارمنستان است‌، و ديگري‌ درباره‌ٴ ويراني اورفه در 1144. نامه‌هاي او از اسناد مهم راجع به تاريخ كليساي ارمنستان است‌.
سامول اهل آني تاريخ جهان راتا 1177، نوشت‌، كه در آن از اوزبيوس تقليد كرده است‌.

5. سرياني‌. ميشائيل كبير بِطريق يعقوبي انطاكيه تاريخ جهان را از خلقت تا 1196، نوشت‌. ميشائيل هم مانند سامول و ساير تاريخ‌نويسان مسيحي اوزبيوس را سرمشق اصلي خويش قرار داد. قسمت اعظم كتابش به شكل جدول‌هايي‌است به‌صورت سه‌ستون موازي به‌ترتيب درباره‌ٴ تاريخ عرفي‌، تاريخ ديني‌، و ساير رويدادهاي هم‌زمان‌.